مانده بود تنها يک خداحافظی کوتاه.

ديگر اظهر من الشمس شده عقيم شدن قلم من و خاموش شدن هوهوی جغد. هرچه کردم ديدم نمی شود که بيايم و حرفی بزنم و سياهی گسترده نشده باشد. سکوت و خاموشی بهترين گزينه است.

مخلص همگی تان

يا حق

جغد

 

 

پ.ن. اگر دوباره اينجا چيزی نوشتم قول می دهم که به آدرس همگی تان رجوع کنم و خبر بدهم.

/ 18 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ahoor

راستی حتما ميدونيد در اين زمانه که خيلی حرفهای مفت زده می شود سکوت خودش گاهی خيلی هنرمندانه تر است...

باران

اگر هم می روی مصاحبه ی باران دال را در وبلاگ معروفی بخوان و برو.

ahoor

هو هوی جغد هنوز يادمان هست.

naarenj8

سايه تون سنگين شده جناب جغد. نمی نويسيد. از دوستان هم سراغی نمی گيريد. يا شايد هم نشست و برخاست با از ما بهتران ادب معاصر پارسی وقتی برای شما نمی گذارد. ما می دانيم البته که شما طرفداران بسيار و شيفته گان زياد داريد. که بسی مشتاق حضور شما در محافل ادبیشان می باشند. ولی دوستان معمولی خودتان را هم از حال خودتان بی خبر نگذاريد.

باران

فکر کردم کشتيش... چه حوب...زنده س هنوز.

هامون

من نوشته هات رو میخونم.کمتر نظر میدم.ولی باید بگم بعضی نوشته هات بیشتر چیزهاییه که خودت هم قبولشون نداری.